تب عشق
امروزه بیماریها جدید در نوع بشر رایج شده که بعضی ازآنها غیر قابل علاج و مرگ بار هستند اکثر این گونه بیماریها توسط خود انسان ها بوجود آمده است مانند ویروس ایدز
وغیره اما ویروس جدید هم کشف شده که بسیار خطرناک می باشد که از طریق چشم ویا آهنگ صدا چهره حرف نوشته و........به فرد منتقل می شودباعث ایجاد تب عشق میگردد
که نشانه های بیماری ازاین قبیلند
بالا رفتن دمای بدن افزایش ضربان قلب واضطراب و هیجان کم اشتهایی یا بر عکس
بی اعتنایی به همه چیز غیر از عامل انتقال دهنده ویروس فلج موضعی درناحیه مغز وازدست دادن قدرت تصمیم گیری عقلانی تمایل شدید به شماره گیری تلفنی تزلزل
شخصیتی وافت اعتماد به نفس تمایل به خندیدن یا گریه شدید در مواردی تمایل به
خودکشی ومرگ ضعف شدید وکلی دستگاه های عمومی بدن فوران آه های متمادی
از ته دل گیجی وقاط زدنومیل زیاد به پیاده روی اعتیاد به سیگار در بعضی موارد و
اعتیادهای حادتر درموارد حادترفعالیت بیش از حد سلولهای تصویر سازو تخیل پردازی
مغز قاصی کردن شب وروزوماه وسال فراموشی موضعی مخ نیاز شدید به محبت وآب یخ
وچای واب قندو........توجه بیشتر به آینه وسواس شدید خواب در صول روز وبیداری در
شب تغییر هویت انسانی به جغد و.شغال و.........
مبتلا شدن به بیمارهای دیگر مانند سادیسم مازخیسم وکم حرفیسم مشکلات چشمی افسردگی
قانقاریا کمر دردو..........
این ویروس خطرناک ترکیبی است از نادانی وذره هایی کوچک از عشق اصیل وباستانی فراموش شده تنهایی پول داری وبی پولی بی کاری اینترنت ایمیل چشم وهمچشمی ناز و افاده آرایش غلیظ در خانمهاو......که در تشدید تب عشق موثرند دراین بیماری معمولا" بلایی سرانتقال دهنده اولیه ویروس نمی آید بلکه این گیرنده ویروس است که دچار عوارض شدید بیماری می شود پس مواظب باشید که این ویروس به شما منتقل نشود ویادتان باشد که د هر صورت پیشگیری بهتراز درمان است باتشکر عاشق واقعی
برای من.......
برای من هنوز داشتن تو یک خیا ل یک رویاست![]()
رسیدن من به عشق تویک عالم یک دنیاست![]()
برای من همیشه تو از آسمان رسیده ای
با اون دل شیشه ای به قلب من نشسته ای![]()
برای من هنوز هم تو مثل یک نیایشی
زلال و صا ف و زیبا تو قا بل ستایشی
برای من نگاه عاشقانه ات چنان سپیده سحر
اگر اینطور نگاهم کنی مرا کرده ای دربه در
برای من ترانم ترانه ای شنیده صدای تو
این هم یک آرزو شده بوسیدن لبهای تو![]()
جنس دل ![]()
در این زمانه دلها یک جنس نیستند
با هم فرق می کنند هم جنس نیستند
یکی شون از جنس ابر بهاری
بهشون دست بزنی میکنند گریه و زاری
اون یکی دل هم از نوع فو لاد
برای رفتن بهش تیشه فرهاد می خواد
دلی هم هست از جنس شیشه![]()
هر کاری می کنم عاشقم نمیشه![]()
دل من سا ده ولی تنهای تنها![]()
گاهی شا ده گاهی همدم غمها
دل ها امروز اسیرمال وثروت
از دلها رفته بیرون عشق و موودت
دلها شد ند تیره سیاهرنگ
دورن شون پر از مکر ونیرنگ
اما دل من به رنگ سرخ خونه
درون آن پراز عشق ومهر وجونه
چه رنگی است دلت ای یار جانی؟
دلی را نشکنی تا می توانی
دلی را شکستن هنر نیست
دلی را بدست آوردند خیلی سخت نیست
جنس دل
در این زمانه دلها یک جنس نیستند
با هم فرق می کنند هم جنس نیستند
یکی شون از جنس ابر بهاری
بهشون دست بزنی میکنند گریه و زاری
اون یکی دل هم از نوع فو لاد
برای رفتن بهش تیشه فرهاد می خواد
دلی هم هست از جنس شیشه
هر کاری می کنم عاشقم نمیشه
دل من سا ده ولی تنهای تنها
گاهی شا ده گاهی همدم غمها
دل ها امروز اسیرمال وثروت
از دلها رفته بیرون عشق و موودت
دلها شد ند تیره سیاهرنگ
دورن شون پر از مکر ونیرنگ
اما دل من به رنگ سرخ خونه
درون آن پراز عشق ومهر وجونه
چه رنگی است دلت ای یار جانی؟
دلی را نشکنی تا می توانی
دلی را شکستن هنر نیست
دلی را بدست آوردند خیلی سخت نیست
چرا باید.............................
چرا باید قناری در قفس باشه اما گنجشک آزاد؟
چرا باید گل درگلدان باشه اما قا صدک بر با د؟
چرا باید همیشه ثروت بهتر باشه اما علم نه؟
چرا باید زیبای در رخسار باشه اما درباطن نه؟
چرا باید چشمها بدیهارا دیده باشه اما خوبیها را هرگز؟
چرا باید برزبان همیشه دورغ جاری باشه اما راستی هرگز؟
چرا باید ملاک انتخاب دارندگی باشه اما برازندگی نباشه؟
چرا باید عشق در زبان باشه اما در رفتارو کردار نباشه؟
چرا باید یار در خانه باشه اما مرغ همسایه غاز؟
چرا باید دل تو با دیگران باشه اما دل من منتظر باز؟
چرا باید سهم تو شادی وسحرباشه اما سهم من غروب وغمها؟
چراباید قلب تو پیش دیگران باشه اما من پسر تنهایی تنها؟
چرا باید چرا باید چراباید......................... ؟
چندی قبل از دست دلم عصبانی شدم با او دعوا کرد م ( بازگشت به شکایت از دل)
او را نفرین کردم ازدلم خواسته ام که دست از لج بازی بردارد
چند وقتی که گذشت دیدم که از دلم خبری نیست
وجدانم ناراحت شده بود چون من هم بی تقصیر نبودم من باید کمکش می کردم
رفتم پیشش برای آشتی دیدم طفلکی دلم بازهم شکسته از حرف هایم رنجیده و با من قهر کرده است
دلم گفت هر کس به طریقی مرا می شکنند تو هم مرا شکستی ما ازیاران چشم یاری داشتیم
بهش گفتم دلکم آخر انتظار هم اندازه دارد چقدر صبر چقدر تحمل می دانم دلی که عاشق نباشه دل
نیست اما عشقی که دو طرفه باشه عشقی که بشود به ان امید بست تا کی می خواهی پشت در بسته منتظر بمانی به امید ی که دلدار دلش را به روی تو باز کند
دلم گفت شاید که دلدار خبر نداشته باشد شاید او هم مثل من خجالتی باشد شاید نمید اند چقدر دوستش دارم
من که بهش نگفتم چقدر دوستش دارم چون می ترسیدم با یک نه از دستش بدهم
به دلم گفتم درست که بهش نگفتی امااو بیقراری تورا ندید وقتی که اورا می دیدی نگاه پر از مهر تورا چطور ندیده چطور نفهمید که دوستش داری که محبت وعشق از وجودت فوران میکرد چطور نشنید صدای توراکه از اعماق درون بهش میگفتی دوستت دارم
تو با کارهایت بهش گفتی تو با انتظارت بهش خبر دادی تو در راه عشقش قدم ها برداشتی تو با احساست به او نشان دادی که دوستش داری هر احساسی را که نمی شود با زبان بیان کرد بعضی وقتها چشم ها و اعمال و اشاره ها کار زبان انجام می دهند( به قول معرف العاقله وفلاشاره) آیا او هم به تو اشاره ء کرد آیا جواب محبت تورا داد
عشق که گفتنی نیست عشق را باید نشان داد عشق را باید درک کرد عشق را باید فهمید عشق را باید از چشمها خواند عشق را باید لمس کرد به عشق باید احترام گذشت
دلم گفت دست خودم نیست من او را دوست دارم شاید...............
انگار نه انگار
میام که دور بگردم میگی گشتن ندار ه
تو میدون چه کرد که این دل بی قراره
سرم با دلبری ها ت چقدر بلا آوردی
دل من که نمی رفت بزورامدی آوردی
یک دل نه صد دل عاشق ولی انگار نه انگار
امان از این دل امان از دست دلدار
تمام هستی ونیستم از عشقت رفته بر باد
دیگه دلت چی میخواد شدم دیوانت انگار
ولی تو اصلا"انگارکه نه انگار انگار
دل من رفت و رفتی تو هم دنبال نازت
بیبنی با من چه کرده نگاه دل نوازت
به عشقت عاشقی مو به رسوای کشیدی
واسم ای داد و بی داد چه خوابها ندیدی
درسهایی برای زندگی
1.اعتماد سازی سالها بطول می انجام اما ممکن است در عرض چند ثانیه از میان برود
2.در این دنیا اهمیت ندارد که چه چیز دارید یلکه این مهم است که چه کسی رادر زندگی دارید
3.شما میتوانید کاری را در یک لحظه انجام دهید که تا پایان عمر موجب پشیمانی و اندوه شما شود
4. هر چقدر هم که آغازیک رابطه پر حرارت و عاشقانه باشد علا قه واحساسات آتشین فرود خواهد نشست وبهتر است چیزدیگری جای آن را بگیرد
5.پول ابزاری نا مناسب برای امتیاز دهی می باشد
مرا رها کن
با آنکه جان عاشقم بی تو اسیر تب شود
با آن که روز روشنم دور ازتو همچون شب شود
مرا رها کن مرا رها کن مرا رها کن
گرکه شبی نباشی دمی برابر من
چشمه خون بجوشد ز دیدهء تر من
مرا رهاکن مرا رهاکن مرا رهاکن
سیل جنون منم منم توی چشمه سار روشنی
جز به فنا نمی رسی اگر که همره منی
مرا رها کن مرا رهاکن مرا رهاکن
ای گل در باغ غم چون خاری دامن گیر توم
دل بر کن ازرویا من خواب بی تعبیر نوم
ترکم کن که از دل من خوشحالی کشید ه دام
یک دنیا دردم یک دریا رنجم
مجوی نشاتی ای گل ازقلب غمگین من
مرا رهارکن مرا رهاکن مرارهاکن
نفرین بر تو ای دل
نفرین بر تو دل سرکش برتوکه مانند کودکان لج باز برخواسته خود پافشاری میکنی
خواسته که براوردن آن محال است چرا اینقدر مرا اذیت میکنی
ای دل بیا عاقل شو دست از لجبازی بردار
مگر خواری من بس نبود به خاطر تو ای دل غرورم زیر پا گذشتم بس نیست
مگر نمی دانی که عشق یک راه دو طرفه است
نفرینت میکنم چون نصحیت به گوشت فرو نمی رود
ای دل دیوان امید به در بسته بستی که هیچ وقت به روی تو باز نخواهد شد
چون آن طرف در دلهای دیگری هست که نوبت به تو نخواهد رسید
پس بازی باخته را ادامه نده این قدر تن را باخود این طرف آن طرف نکن
کاری نکن که بسازم خنجری ز فولاد زنم برتو تا جان گردد آزاد
این هم آخرین نصحیتم (عشق یکسره باعث دردسره)
از تموم دنیاو دار و ندارش
شونه هاتو کم دارم برای بارش
زخمی خنجره زهرانگین یارم
تو که تازه اومدی تنها نذارم
به چشمم خوب خیره شو ببین چه پیرم
من را دریاب خوب من دارم می میرم
دیگه حتی نای نیست برای گفتن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم
یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح وتنم
برای یک لحظه خوشی
به هر دری سر می زنم
بگردون عمر رفته ام
حتی واس یک ثانیه
دل خوش کنم واس دو روز
ازمن مگه چی باقی
غربتم را اشنا کن بهارم
روزهامو دریاب عزیز دور شد قطارم
تنها یک ثانیه عاشقی
به جز این هیچ توقعی ندارم
چند پند حکیمانه
1.سخن گفتن احتیاج است وگوش دادن هنر
2 کسی که داناست میداند که هیچی نمی داند.
3.آن که رفیق خوب دارد احتیاج به آینه ندارد
4.در قول دادن آهسته باش اما در عمل به آن سریع باش
5.دوری از مردم شرور دریچه سعادت ونیکبختی است
6.علم گنج وکلید آن سئوال است پس سئوال کنید
7.دست سرنوشت ارباب ترسوها وبنده ی جسوران است
8.دنیا از آن کسانی است که برای تصاحب آن با خوش خلقی وثبات قدم گام بر می دارند
9.کسی که به کسی حسانت ورزد دلیل بر آن است که اعتراف به برتری او کرده است
10.برای دوست خود یکد فعه محبت خود راظاهر مکن
زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد تو را دشمن می دارد
11. تواضع نردبان بزرگی وبلندی است
12.اگر مرا نشناسند غصه نخواهم خورد ولی من اگر مردم را نشناسم افسرده خواهم بود
رنگ زندگی
جهان از رنگهای مختلف پر شده است که هر کدام زیبای و مضون خاص
خودشان را دارند اما همهء آنها از سه رنگ اصلی ساخته شده اند آبی
قرمز وسبزسه رنگ اصلی در طبیعت هستند
روانشناس ها میتوانند از رنگها پی به افکار و عقاید دیگران ببرند یعنی
رنگها درزندگی اجتماعی و رفتار انسانها تاءثیر مستقیمی دارند یک رنگ
میتواند نشان دهنده یک نظر یا یکرفتار باشد رنگ میتواند نشانی از عشق
نفرت .خوبی وبدی باشد با توجه به عقاید مختلف رنگها هم معانی مختلف
پیدا می کنند
هر انسانی زندگی خود را به رنگی می بیند عشقش رابارنگی بیان می کند
حالا سئو ال شما زندگیتان چه رنگی است وچرا؟
من دنیا به رنگ آبی میبنیم چون آبی به من آرامش می دهد به رنگ آِّ بی
علاقه خاصی دارم هر رنگ داری طیف از رنگ های زیر مجموع خودش است
من تمام رنگهای طیف آبی را دوست دارم از نیلی گرفته تا ابی پر رنگ.
من عشق را به رنگ آبی می بینم هیجان من آبی است دل نگرانیم هم آبی است
شما چطور ؟چه رنگی را دوست دارید؟رنگ محبوب شما چیست؟
چشمان وحشی
به چشمانت بیاموز که دیگر هرگز وحشیانه برنگاه دیگری چنگ نزند
همین دل من کافی است برای قربانی چشمانت
عنیک رااز چشمانم بر میدارم تو را بی واسطه عبادت میکنم
کاغذ سفید این است تمام حرفهای من اما حرفد تو یک دنیا سیاهیست
![]()
قلب سخت روزگار تپیدوعشق ومهربانی پدید آمدودنیارنگی عارفانه به خود گرفت
وتمام کبوتر ها مسیر پروازشان را به سوی زندگی تغییر دادند کوهها نرم شدند
ویخ ها دردل دریاها آرام ذوب شدند
دستها به سوی پرودگار رو به اسمان ها بلندشد وندای عشق درهمه جا پیچید.
قلبهای سردویخ زده ی بندگان جان گرفتند وخون عشق در رگهاوقلبها وزیدن گرفت
طوفان دریا خاموش ماند وکشتی شکستگان عاشقبه روی آب ها![]()
فصلی دیگر
دلم میخواهد عقیده دیگران در مورد بعضی از سئوالاتم و پاسخ های من به این سئوالات بدانم
مثلا" عشق چیه؟ دیگران به چه چیزی عشق می گویند؟معیار عاشقی چه؟
چیزهای که باعث کامیابی در عشق میشه چیست؟
من خودم عقیده دارم که عشق یک واکنش احساسی یا عکس والعمل عاطفی .روحی جسمی و فیزیکی
نسبت به کسی یا چیزی روی میدهد که گاهی ارادی وگاهی غیر ارادی است که درآن قلب از مغز سلب
اختیار میکند یا عشق وعاشقی منطقی وعقلانی نیست
همان طور که می دانید واکنش درقبال کنش وعکس والعمل دربرابر عمل انجام می گردد یعنی معشوق
خود باعث ایجاد عشق در قلب عاشق میشود و عاشق چون صیدی در دام صیاد می افتد
حال اگر این بر قراری ارتباط دو جانبه باشد و کمی شانس هم به آن اضافه کنید می توان گفت یک عشق
ابدی ایجاد شده وباعث کامیابی دو طرف می گردد اما وای به روزی که این رابطه یک طرف باشد
روزگار عاشق سیاه وتاریک است هر چه عشق عمیق تر باشد سختی وغذاب ان بیشتر تحمل ان
غیر ممکن تر میشود
من خودم عاشقی کسی میشوم که همچون آینه باشد
نه یک آینه معمولی بلکه یک آینه با انعطاف یعنی در قبال خوبی ها مقعر ودر قبال بدیها محدب
ودر برابر صداقت ومحبت ودوستی صاف وتخت باشد درست مثل خودم
حالا نوبت شماست که به این سئوالات جواب بدهید ومن را از نظریات خودتان اگاه کنید
هرچی بیشتر بهتر ( خواهشمندم فقط صداقانه برایم بنویسد مثل خودم) با تشکر
با سلام همینطور قبلا" نوشته بودم هدفم در وبلاکم بیان نظراتم در بارهء اتفاقات .مشکلات. ودر کل مفاهیم زندگی
روزمره است ومی خواهم نظر شما دوستان را دربارهء موضوع مورد بحثو نظریاتم بدانم
اما اولین موضوع :یکی ازدوستان وبلاکی سئوالی ازمن کرده بود.(که ایا تا حالا عاشق شدی؟عاشقی کار خوبی یا بد؟)
دیدم که برای اولین موضوع چیز خوبیه حالا شما عزیزان اول جواب من رابخوانید بعد نظرخودتان نسبت به سئوال و
جوابم برایم بنویسد
باتشکر
در جواب این سئوال باید بگویم
یکی رادوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم شایدبخواند ازنگاه من که اورا دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت که او را بخندند
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال درد اما دلی بی کینه دارم
پاک بازم من ولی در آرزویم عشق بازی است
مثل هر جنبده ای من هم دلی در سینه دارم من عاشق عاشق شدنم
ادامه دارد ..........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بنام خداوند تنهایی
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
باعرض سلام وتبریک میلاد تنهامرد واقعی جهان اسطوره مردانگی.سخاوت . ایمان . محبت .
وعشق علی مرتضی وبلاگ خودمرا افتتاح می کنم
هدف از ایجاد این وبلاگ نوشتن ِ حرفهای نگفته ی من است و من می خواهم همه ی حرف هایم را با شما
تقسیم کنم و از شما میخواهم من را در این وبلاک کمک و همیاری کنید با خواندن و گذاشتن پیام های مهربان
خود . من دراین وبلاگ از همه چیز و همه کس مینوسم ونظریات خودم را در موردموضوعات مختلف بیان
میکنم امیدوارم این وبلاگ پلی باشد برای برقراری ارتباط باشما عزیزان و ایجاد دوستی و صمیمیت که به این
وسیله از تنهای من کاسته شود اگر شما هم نظری داشته خوشحال میشوم مراهم شریک کنید
به امید روزهای دوستی و همدلی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

